Search
  • امین توکلی

شعر قرنطینه 1

در این دوران که خانه هست سنگر

نشاید ره دهم مهمانی از در

کرونا[1] نیست جایش توی خانه

نیا اینجا به هیچ عذر و بهانه

نشستم روی مبل و رو به قبله

قرنطینه مرا کردست زلّه

گهی آواز خوانم گه دهم قر

بیگودی بندم و مو را دهم فر

زنم تنبک به پشت ماهی تابه

زمین گیرم در این خانه خرابه

بشورم دست خود را هر دقیقه

بمالم الکل این لپ و شقیقه

شمارم تک تک گلهای قالی

مخم از بیخ کرده اتصالی

ندارم هیچ در خانه غذایی

امان از دست ویروس کذایی

سوپرمارکت شدش خالی شبانه

بکردن غارت این ملت خزانه

نه صابون مانده در سوپر نه الکل

ماکارونی که نایاب است در کل

دریغ از قوطی کنسروی به بازار

خریدن ملت و کردند انبار

نمانده مرغ و ماهی، گوشتْ دیگر

فریز کردن همش را مردم خر

خریدن نیز گو پالت به پالت

عزیزان جمله دستمال توالت

گُهی گشته خلایق گوی کانها

چو ویروس آمده بر سمت آنها


من اما توی این خانه خرابه

بشورم کان خود با آفتابه

خلاصه کان تمیز اما بجز این

خرابه وضع، از بالا به پایین

سوا از این عذابم داده مینا

حواسش نیست اصلا او به اینها

قرنطینه شکسته با وجودش

رعایت کی کند حد و حدودش؟

رود هر روز بیرون بر سر کار

طبابت می کند عِلّیه سرکار

در این اوضاع وانافسای ویروس

میاید خانه و من را کند بوس!

بهش میگم "بکن ضدعفونی

خودت را توی این وضع کنونی

کرونا ریده توی انگلستان

تو بازم میروی به بیمارستان؟


نمال اینقدر دستت را به بنده

تمامش کن زن این کار زننده"

چو می آید به خانه من به رویش

بپاشم الکل از پا تا به مویش

بسوزانم لباس و کفش و کیفش

توی حمام کشم با غیظ لیفش

زنم الکل به هرجا او زند دست

ز بوی الکل اینجا هر دومان مست

بسابم خوب این زن را به صابون

چو خواهم از کرونا در برم جون

چنان سابیدمش من مرد جاندوست

که بیچاره شده نازک تنش پوست

چنان نازک که گر سابم کمی بیش

نماند چیزی از ترکیب بندیش

تو گویی دوره آخر زمان است

تمام انگار کار مردمان است


خدایا خود شفا ده خلق بیمار

ز لندن تا به تهران، نیز بیجار

و یا گر نیست طب رادستِ کارت

بده حداقل دستمال توالت

نشاید کون گهی مردم بمیرند

چو این ویروس مهلک را بگیرند

[1] نام بیماری واگیر داری که در سال 2020 میلادی به صورت اپیدمیک درآمد و وارد ایران و سایر نقاط جهان شد و جان حدود نیم میلیون نفر را گرفت.

0 views
  • دراینستاگرام دنبال کنید

© 2020 by Amin Tavakoli